تبلیغات
ایلیا - استاددانایان(قسمت اول)
استاددانایان(قسمت اول) | فلسفی ,

ارسطاطالیس(ارسطو) به سال 384 ق.م در استاگیرا (از مستعمرات) یونان باستان در ساحل مقدونیه به دنیا آمد.پدرش نیکوماخوس ، پزشک دربار شاه آمونتاس مقدونی بود. ارسطو وقتی که هنوز سن چندانی نداشت ، پدر و مادر خود را از دست داد و پروکسنوس که احتمالاً یکی از خویشان پدرش بود سرپرست او شد. ارسطو تا 18 سالگی در زادگاهش اقامت داشت. در سال 367 ق.م به قصد تحصیل فلسفه به آتن مهاجرت کرد و خیلی زود پس از رسیدن به آنجا به آکادمی افلاطون پیوست(افلاطون حدود 347-428 ق.م به دلیل آراء فلسفی خود و گزارش هایش دربارهء سقراط معروف شد). ارسطو در عرض آن سالیان نخست که وارد آکادمی افلاطون شده بود به تبعیت از شیوهء تحریر استاد آثاری به سبک گفت و شنود (دیالوگ) نوشت که متاسفانه فقط پاره های ناقصی از آنها به دست ما رسیده است. ولی قسمت عمدهء آثار بعدی وی به شکل رساله هایی تنظیم شده اند که در آنها افکار و عقاید مولف در قالب جمله هایی که از زیبایی اسلوب ونظم وترتیب ادبی روی هم رفته بی بهره است بهم متصل گردیده است.

ارسطو متفکر وصاحب  نظر و متفکر انتزاعی بود و از این حیث کاملاً در قطب مخالف افلاطون قرار داشت. اما از این اظهار نظر هرگز نباید چنین تعبیر شود که ارصطو از تاثیر نفوس های تاریخی به کلی محفوظ و بر کنار بوده است. بعید نیست که خودش چنین فکر می کرده ولی از نظر گاه دقیق مورخانی که از یک فاصله زمانی متجاوز از دو هزار سال به قهقرا می نگرند، میان متفکران یونانی آن ایام، ارسطو از همه یونانی تر است و به همین دلیل کاملترین بیان فلسفی درباره حسیات و روحیات یونانیان قدیم را در همان آثار ارسطو می توان پیدا کرد؛ اما آن طرز تفکر و آن سنخ روحیه که از نوشته های وی پیدا است( ولااقل نحوه تفکرات و روحیاتی که از خلال آثار سیاسی اش نمایان است ) اگر درست دقت کنید همان شیوه تفکر قرن کلاسیک و دوران عظمت یونان باستان است که پیش از تولد وی به پایان رسید.

مع الوصف یک واقعه وپژه در حیات ارسطو است که برای فهم فلسفه اش اهمیتی به سزا دارد. این واقعه عبارت از شاگردی وی در مکتب افلاطون است. ارسطو برای مدت بیست سال متوالی- از سن هفده تا سی و شش سالگی- عضو آکادمی افلاطون بود. افکار ونظرات افلاطون چنان وی را در برگرفته اند و چنان بر اندیشه اش مسلط هسنتند که شاید جز او هیچ فیلسوفی را نتوان یافت که تا این اندازه تحت تاثیر و نفوذ فیلسوفی دیگر قرار گرفته باشد.

البته نباید چنین نتیجه گرفت که اندیشه ها و معتقدات ارسطو مو به مو با افکار و عقاید استادش تطبیق می کند. به عکس، اختلافات وی با افلاطون هم عمیق اند و هم مشهور.

ادامه دارد.......             


نوشته شده توسط محسن کفاش در چهارشنبه 9 فروردین 1385 و ساعت 09:03 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مختصری از فمینیسم+ نیایش های دکتر شریعتی + اصطلاحات سیاسی+ نهج البلاغه+ اصطلاحات سیاسی+ نهج البلاغه+ درجه آزادی+ اصطلاحات سیاسی+ نیایش های دکتر شریعتی+ نهج البلاغه+ مختصری از مکتب فرانکفورت+ نیایش های دکتر شریعتی+ اصطلاحات سیاسی+ نهج البلاغه+ اصطلاحات سیاسی

صفحات: