تبلیغات
ایلیا - شرحی بر واژهء فلسفه
شرحی بر واژهء فلسفه | فلسفی ,

یونیان باستان فلسفه را ابداع کردند، اما واقعاً هیچ کس نمی داند که چرا «آنها» مبدع فلسفه بودند. یونانیان ملت تاجر بزرگی بودند که بر بخش وسیعی از مدیترانهء شرقی تسلط داشتند . آنها اساطیر و رازوری را نیز همانند معماری و ریاضیات از همسایگان شان آموختند. چیزی که فکر فیلسوف –دانشمند یونانی-را به خود مشغول می کرد این بود که آنان بر این نظر بودند که حتماً نوعی نظم یا منطق نهفته اشیاء وجود دارد. آنها تمایلی به تبیین دینی نداشتند. لذا نخستین فیلسوفان یونان در جستجوی پاسخ هایی بودند که اکنون بیشتر «علمی» خوانده می شوند تا «دینی».

در یونان باستان با لفظ فلسفه ، تمام معلومات نظری و عملی انسان را تعیین می کردند. سپس کم کم تخصص و تقسیم کار به میان آمد و علوم تدریجاً از فلسفه جدا شد.امروزه فلسفه به این سمت می رود که به طوری جدی تر طبقه بندی شود.

 

معرفت شناسی (پرسش هایی در باب معرفت)

ما بعد الطبیعه یا متا فیزیک (زمان، فضا،خدا،علتو واقعیت)

اخلاق (نیک و بد)

زیبایی شناسی (هنر و زیبایی)

فلسفهء سیاسی

  

بعضی از متفکران از آن جمله « اگوست کنت» فلسفه را نظریهء عمومی دربارهء علوم می دانند. می توان برای فلسفه موضوع عامتری که ذهن انسان و حیات درونی  باشد قائل شد.

در تعریف فلسفه می توان گفت آن علم یا مطالعهء حیات کلی و جهانی است.

فلسفه ،انسان را،درمسائل مهم سیاسی و اجتماعی به اتخاذ طریقه ای عقلانی رهبری می کند.

فلسفه، در اصلاح حال فرد و بالنتیجه جامعه ، می کوشد و در افزایش خردمندی و سعادت،عامل موثر است.

خلاصه آنکه،فلسفه،تفکر و تعمق دربارهء زندگانی است و باید ما را به بهترین طرز زندگی، هدایت کند.مطالعهء فلسفه فرصتی است برای اصلاح حیات عقلانی و تهذیب نفس .

 


نوشته شده توسط محسن کفاش در چهارشنبه 9 فروردین 1385 و ساعت 09:03 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مختصری از فمینیسم+ نیایش های دکتر شریعتی + اصطلاحات سیاسی+ نهج البلاغه+ اصطلاحات سیاسی+ نهج البلاغه+ درجه آزادی+ اصطلاحات سیاسی+ نیایش های دکتر شریعتی+ نهج البلاغه+ مختصری از مکتب فرانکفورت+ نیایش های دکتر شریعتی+ اصطلاحات سیاسی+ نهج البلاغه+ اصطلاحات سیاسی

صفحات: